صدا را بشکن
اين دل نوشت منه، واسه تويي كه حتي زبون سكوت رو ترجمه ميكني و خودتو آزار ميدي
دوست خوبم. بذار توي نگاه اوني كه دوستش داري فقط ردپاي چشماي مهربونت بمونه:
هرگز در چشمان كسي كه او را دوست ميداري نگاه نكن
و عمق نگاه و سكوتش را بدنبال معنايي جستجو نكن،
چرا كه سكوت و نگاه دوخته شده به دور دستها
گاهي به معني عشق ورزيدن به توست،
گاهي به معني خلوتي براي انديشيدن،
گاهي به معني نبودن واژه اي براي گفتن،
گاهي به معني تمناي فضايي براي تنها بودن،
و شايد سكوت مرهمي ست براي زخمي كهنه،
كه مي بايست بتنهايي رنجش را دوش كشيدن،
گاهي به معني خلأيي ست پر آرامش
و گاهي نيز سكوت به معناي سكوت است و هيچ معني ديگري ندارد.
پس به احترام سكوتش، صدا را بشكن و چيزي را ترجمه نكن، جستجو نكن و
بگذار خود به آغوش پر هياهوي صداي تو بازگردد، آنگاه نگاه و كلامش را عاشقانه خواهي يافت..
سكوتت و تنهاييت پر از پرواز براي بهترين فردا ***** البته اگه ما خانمها بذاريم