علی 6 ساله در آخرین روز مهمانی ماه خدا فرشته ی اسمان شد!
جای دویدن روی زمین، دنبال بچه هایی که می دویدند و بازی می کردند لیز می خورد
باهوش بود و صبور! یه الگوی تمام عیار لبخند زدن موقع درد کشیدن! بخشنده بود و با گذشت!
چشم هاش زندگی بود. نفسش شیرین. تمام سالهای عمرش دویدن و بازی و موتور سواری
بقیه رو دید. میدونست نمیتونه مثل اونها باشه و تو خودش ریخت. علی هیچ کلیه ای نداشت.
از بدو تولد تجربه ی دیالیز رو داشت.
پا بوس ضامن آهو بود. داشت برمیگشت که تو کویر طبس تو بغل باباش تنش یخ گرفت. بابای علی
نذاشت با تابوت ببرنش خونه آخرت. بچه رو تو بغل تا لب قبر برد. سخت ترین و تلخ ترین صحنه ی
خداحافظی!
بودنش برای همه درس بود و رفتنش هم درس
علی بدون درد خوابید و به آرامش رسید. همه رو غمگین کرد اما یه درس بزرگ بود برامون
پرواز یک فرشته تلنگری بود برای خوب زندگی کردن برای صبوری در برابر دردهای مزمن و مداوم. درس بزرگی بود برای همه که زمان دوست داشتن همدیگه و زندگی کردن خیلی خیلی کوتاهه! خیلی کوتاه
تسلیت به نسیم و خانواده ش
علی مهربان تولدت مبارک
یادش گرامی و با دعای طلب صبر برای باز مانده ها