کلمات ناقص العقلی طبیعی ترین حس یک انسان را کشت و معروف شد: مردها که گریه نمیکنند، درد و دل مال زنهاست! به همین سادگی آدم بودن مردها انکار شد

3 سال توی خودت ریختی، حرف نزدی که چه؟ مثلا این هم یک نماد مردانه است؟ فقط عصبانی بودی چشمم هایت کاسه خون بود و آبستن صدتا سوتفاهم. دردت را اگر می گفتی، اگر گوش هایت واقعا میشنید، اگر غرور مسخره ی مردانه ات را کنار میزدی ، می نشستی و دردهایت را میگفتی به انفجار نمیرسیدی! نمیرسیدی به نقطه خسته شدن از زندگی! با حرف زدن راحت میشدی حداقل. مثلا نگفتی که بار زندگیت روی دوش  مردانه ات بماند نه توی دل جنس ظریفی که زنش میخوانید و گاهی ضعیفه. ولی بدان غرور مردانه را اشتباه فهمیدی .غرورت غرور نیست. یک درون ریزی است برای خودخوری ، برای اینکه نفهمی راه را غلط رفته ای و فکر کنی همه حرفهایت درست است.

بدان حالا که نیمچه انفجارت را بعد از این همه وقت کردی، خواب تمام شبم را بلعید.  من هم با تو دارم دست و پا میزنم و تو تنهایی باز هم میخواهی تنها و با همان پای آبله راهت را پی گیری با گوش های بسته و دهان بسته تر.

کاش حالا که نمیشنوی حرفهای این ضعیفه های لطیفه را، لااقل میخواندی. شاید میفهمیدی و اینقدر خانواده ات را زجر کش نمیکردی. حالا بازهم بگو شعار نده!