توقف ممنوع

اگر پای رفتن ندارم با باورم راه می روم

سلام
با آسمون شروع شد. نسیم کیهان شناسی بود و من نجوم رصدی.نگاه مهربون و لبخند نسیم به من که تازه وارد کلاس بودم بهانه ای شد برای سلام های بعدی تا رسید به اینجا که دوسته دوستیم. شدیم همسفر راهی که توقف توش ممنوعه. تو هم اگه مثل انیشتین فکر میکنی که زندگی دوچرخه سواریه و برای حفظ تعادل باید حرکت کرد واسه لحظه های خستگی و بی تعادلیت میای توی یه دنیای مجازی و کلمه دوسته دوست رو تایپ میکنی و اینتر رو میزنی و میرسی به دنیای ما یعنی توقف ممنوع. خوش آمدی
  • خانه
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • دی ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • آرشيو
آرشیو موضوعی
  • داستان کوتاه
برچسب‌ها
  • توقف ممنوع (26)
  • داستانک (18)
  • داستان کوتاه (13)
  • داستان (5)
  • توثف ممنوع (4)
  • عشقولانه (3)
  • کلوپ (2)
  • زندگی (2)
  • عاشقانه (2)
  • دلتنگی (2)
  • داستان عاشقانه (2)
  • گم شده (1)
  • گلدان (1)
  • دوستت دارم (1)
  • خداحافظی (1)
  • بابک (1)
  • تلوزیون (1)
  • امید (1)
  • کشیش (1)
  • شب (1)
پیوندها
  • قبيله ماه عسل
  • قهوه تلخ
  • پسر شجاع
  • سحر بي ستاره
  • تفكري زيبا
  • باران
  • i love u
  • ميليونر زاغه نشين
  • من و تنهاييم و يه دنيا حرف نزده
  • بيا تو طنز
  • قصه شب
  • خطش نزن
  • قصه شب
BLOGFA.COM