كنار رود پيدرا نشستم و گريستم

 ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد

 شيطان و دوشيزه پيريم

در هر سه كتاب به يك هفته از زندگي انسانهاي معمولي پرداخته ميشود كه هر كدام به يكباره

خود را پيش روي عشق، مرگ و قدرت مي يابند.

اگر آدم تعداد مسائل غير منتظره اي را در نظر بگيرد كه ممكن است در هر ثانيه از هستي شكننده ما رخ دهد، براستي هر روز يك معجزه است.

چه در هر انسان و چه در سراسر يك جامعه، دگرگوني هاي ژرف در دوره هاي زماني بسيار كوتاهي رخ

ميدهد. درست آنگاه كه هيچ انتظارش را نداريم، زندگي پيش روي ما مبارزه اي مينهد تا شهامت و

اراده مان را براي دگرگوني بيازمايد. از آن لحظه به بعد حاصلي ندارد كه وانمود كنيم چيزي رخ نداده يا

بهانه بياوريم كه هنوز آماده نيستيم .

اين مبارزه منتظر ما نمي ماند. زندگي به پشت سر نمي نگرد. يك هفته فرصت زيادي است تا تصميم بگيريم كه سرنوشت خود را بپذيريم يا نه.

                                                                        پائولو كوئليو