عاشورا، گذر از خط قرمزها و فروع براي احياي اصول
تقدیم به پیشگاه امام حسین و یارانش![]()
در بازخواني عاشورا، دلم نميذاشت حسين رو با همه توي يه صف ببينم،دوست داشتم تفاوت حركتش
رو با بقيه پيدا كنم. با يه حساب سرانگشتي جواب سوالم رو گرفتم و رسيدم به اينجا كه:
در همه ي جنگها، انقلابها، حماسه ها،نبرد براي آزادي و اسطوره هاي تاريخي ملتهاي جهان، از شور و احساس جواناني استفاده شده كه با جرقه زدن به غرور واحساساتشون ميشه از اونها يه بمب ساعتي ساخت. اگه در ميدان جنگ سربازي فرار كنه كشته ميشه تا درس عبرتي باشه براي سايرين. يك سرباز حق نداره بترسه و يا انتخاب كنه كه بره يا بمونه چون اون نهضت خون ميخواد و سرباز، تا به هدف برسه. سردمداران و خانواده هاشون در جاي امن حضور دارند تا جريان رو بي دغدغه هدايت كنند!!! اونهم از راه دور!!! يعني خون بعضي ها رنگين تر از بعضي هاست. ميجنگند براي حفظ خاك سرزمين اجدادي كه مورد تعرض دشمنه و يا حمله براي پس گرفتن يا تصاحب آنچه مال ديگريست(جنگ قدرتها) براي حكومت كردن يا گسترش قلمرو يا تسويه حساب يا نه گفتن به عقايد ديگري چون با ما متفاوتند... اين قصه ي خيلي جنگهاي دنياست. سردمداران سپاه كه براي مقام، پول، شهرت، قهرماني و خيلي چيزهاي ديگه لشكرها رو هدايت ميكنند...
اما عاشورا...
روزي كه متفاوت با همه روزها و جنگي كه متفاوت با همه ي جنگهاست. اولين هايي كه قراره در جنگ حضور داشته باشند نزديكترين نزديكان رهبر اين نهضتند و اكثريت سپاه. اقليت سپاه مردمي كه براي حفاظت از دنياشون و دينشون اين جنگ شكل گرفته. در ميدان جنگ و قبل از جنگ فرمانده سپاه حق
انتخاب داده براي رفتن و يا موندن و از كشته شدن هركس كه با اون بمونه خبر داده.اينجا خبري نيست از بازار گرميه(( پيروزي با ماست و ما فردا فاتحيم و غنايم از آن شماست...)) و خبري از دروغ نيست!! فرمانده اجازه داده در امنيت كامل هر كس خواست بره!!! شب بره تا بخاطر خجالت از چشمهاي پر عطوفت سالار جنگ و نزديكانش پاي فرارش سست نشه!!!!!اين جنگ خون نميخواست، اعتقاد راسخ ميخواست و جوانمردي و شجاعت و اوج انسانيت. براي همين حماسه ي عاشورا از تمامي حماسه ها متفاوته و بعد از 1400 سال هنوز تازه س و هنوز به جسم آزادي خون بخشيده و روح دميده. براي كشورگشايي و ... نبوده بلكه براي نجات ملتي از بردگي و جهل بوده. نجات ملتي كه كمترين هزينه و تلاشي براي نجات خود نكردند.
حسين براي آزادي همه ملتها از بند جهل و خرافه و بيدادگري حاكمان فاسد و تحريف اديان الهي براي رفاه اقليت در راس، بعنوان برگزيده اي از سوي خداوند كه تمام شريعت رو پشتوانه داره از خط قرمزهاي شريعت و كليشه ها رد شده و طواف رو نيمه كاره رها كرده،پشت به قبله براه افتاده و خانواده و عزيزترين ها حتي شيرخوارگان رو عازم سفر مرگ، تشنگي، خون،اسارت، درد و... كرده. قيامي كه براي حكومت نبوده و چنانچه براي حكومت بوده، اين حكومت همجنس حكومت محمد، علي و حسن بود كه با تمام معيارهاي حكومت هاي جهان بيگانه است.
براي به خاك افتادن حق، آزادي، جوانمردي و تنهايي 72 تن وبه حال خود بايد گريه كنيم نه تشنگي و قطعه قطعه شدن پيكرها. براي خطبه ها و تلاش زينب در ميان كورها و كرها بايد گريست. تلاش براي اينكه خون برادر و همرزمانش و پيامشون در كربلا نمونه و به گوش همگان برسه تا جهاد دليرانه شون بي ثمر نشه. ما گريستيم براي ناله هاي زينب و سوز دلش در مرگ برادر و اسارت خاندان، در حالي كه زينب ميدونسته كه كربلا كجاست و عاشورا پايان حيات 72 تنه. پس تمام ضجه هاي زينب از جنس ناله هاي مادران و خواهراني نيست كه عزيزي به ميدان جنگ فرستاده اند. همه ي ابعاد حماسه حسين ممتاز و متمايز از ساير نبردهاي عالم است هرچند كه وجه تشابه هايي هم با آنها دارد.
اين خيانت به شهداي و اسراي كربلا ست كه سطحي از كنار جهادشون بگذري و براي تشنگي و شهادتشون فقط اشك بريزي. لطفا كمي حسيني باشيد. التماس دعا