عشق هاي صورتي
براي تو ...
يادمه دراز كشيده بودم كه اومدي كنارم روي تخت نشستي
دستي به موهام كشيدي و گفتي حسود خانوم گفتم دوباره ميرم سفر ترسيدي بدون تو بهم
خوش بگذره يا زير سرم بلند بشه؟
منم نگاهت كردم و گفتم آرزوم اينه كه تو خوش باشي، با من يا بي من فرقي نداره
نگاه شيطنت آميزي كردم و گفتم بيشتر از چشمام قبولت دارم بهم خيانت نميكني
تو خنديدي
با چشمهاي ديوانه كننده ات كه پر از شيطنت بود نگام كردي و آروم سرت رو اوردي جلو
با صدايي پر از بدجنسي گفتي: اگه كردم چي؟
يه وري لبخند زدي
انگار بزرگترين لذت زندگيت حرص دادن من بود و منتظر بودي جيغم در بياد
منم كه ميدونستم ميميري واسه اينكه حسادت زنونه م رو ببيني نامردي نكردم وحالتو گرفتم
خونسرد نگات كردم و گفتم گاهي آدما تو زندگيشون خر ميشن خوب تو هم آدمي مگه نه؟
منم اينجا خوش خيال فكر ميكنم كه چه پسر دسته گلي هستي خير سرت.
اين تويي كه ميبيني چقدر دوست دارم و با شرمندگي بايد تو آينه به خودت نگاه كني و ببيني كه
چقدر پستي؟ عوضي
(فقط نگام مي كردي و تمام مدت داشتي از حرص ميمردي و منم از لذت)
البته گاهي سر و گوشت مي جنبه ولي مي دونم ميخواي بگي هنوزم
خاطرتو خيلي ها ميخوان و حواسم رو جمع كنم كه يه وقت بهت بد نگذره
خيالي نيست اول و آخر مال خودمي
چيه؟ ميگن مال بد بيخ ريش صاحبشه؟
تو هم موهامو كشيدي
گفتي ميدوني چند تا دختر واسم ميميرن؟
گفتم ميليونها
آروم زدي تو گوشم و گفتي ميدونستي خيلي عوضي؟
گفتم آره. نگو كه تازه فهميدي
تو هم بغلم كردي و رو سينت فشارم دادي
زدم زير خنده گفتم ما ديونه ايم يا بقيه زن وشوهرا؟
آخه هميشه با گفتن اين حرفا يه جنگ شروع ميشه
تو خنديدي و گفتي تو كه ديونه اي شك نكن. اگه سر اين حرفا دعوامون نميشه واسه اينه كه
هنوز يادمونه كه چقدر همديگه رو دوست داريم و اينقدر بهم اعتماد ميكنيم كه نذاريم شك زندگيمونو
خراب كنه. خنگول جون چقدر بايد برات كلاس توجيهي بذارم و تو ام شهريه ندي
خنديديم
به اين فكر مي كردم كه چقدر دوست دارم با اينكه خيلي اذيتم ميكني
الهي تمام لحظه هاتون بي شك و عاشقونه باشه
(میدونم فرداست ولی تولدت مبارک
)