واژه ی دوست
واژه ی دوست به معنای حریم امنی ست
دور محدوده ی تنهایی مان
و تو این معنا را چه غلط فهمیدی!
تو به تنهایی من سنگ زدی و به شیدایی من خندیدی
رفتنت آتش شد آتشش بال و پرم را سوزاند
و تو این را دیدی، باز می خندیدی!
تو چه می دانستی که خیال من از این حادثه ها لبریز است
تو چه میدانستی که من از فاجعه هم شعر و غزل می سازم
تو چه میدانستی واژه ی دوست به معنای تو بود. تو نمیدانستی
و من میدانم؛ خیلی وقت است میدانم که هیچ چیز مال من نیست و نمی دانم چرا
هر بار آنچه زیباست به من میدهی. پای دلم را که زنجیرش کردی دوباره می گیری. شاید
میخواهی نداشتن هایم را و داشتن هایت را به رخ ام بکشی!؟
دیگر به تنهایی من سنگ نزنید. من از این حادثه ها لبریزم. در تنهایی هزار بار ترک خورده ام
میخواهم غزلی بسازم که برای آتش، آب باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 22:45 توسط مریم و نسیم
|