بشنو اما باورش با خودته!
نه! كاري به كار عشق ندارم!
من هيچ چيز و هيچ كسي را ديگر در اين زمانه دوست ندارم
انگار اين روزگار چشم ندارد من و تو را،
يك روز خوشحال و بي ملال ببيند!؟
زيرا هر چيز و هر كسي را كه دوست تر بداري
حتي اگر يك نخ سيگار يا زهر مار باشد از تو دريغ مي كند!!!
پس با همه ي وجودم خودم را زدم به مردن
تا روزگار كاري با من نداشته باشد
اين شعر تازه را هم نگفته مي گذارم؛
تا روزگار بو نبرد
گفتم كه كاري به كار عشق ندارم ...
خوبه حالا ديگه نمي خواد دپرس شين، آخرش اينجوري تموم ميشه:
رابطه ها زماني زيبا مي شود كه براي ياد كردن هيچ دليلي بجز دلتنگي نباشد
دلم براتون تنگ شده بود خواستم يادتون كنم
![]()
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 12:27 توسط مریم و نسیم
|